ღ بادکنک صورتیღ ‍

داستان / شعر / حرف های خودم

!!!ســــــــــلام!!!

!!ســــلام!!

!سلام!

چه طورید؟چی‌کارا می‌کنید؟

گروه من امروز زنگ ورزش طناب زد.

قراره دفعه بعد هم با موزیک جلوی معلما اجرا کنیم.

وگروه برتر انتخاب بشه.

خوب بگذریم.

چه خبرا؟!

راستی یه دفعه من نشته بودم بعد طوطیم اومد نشست روی سرم!

چند روز پیش هم روی شونه بابام نشست.

آخه تعجب من به خاطر اینه که چون طوطیم از نوع برزیلیه من فکر نمی‌کردم که انقدر رابطش بامون خوب شه.

یه بار هم داشتیم شام می‌خوردیم پرواز کرد نشست پیشمون.

خلاصه طوطیم بچه‌ی خوبیه!

دبیر علومم بهم گفته برای ابرها یه پاور پوینت درست کنم که به بچه‌های کلاس نشون بده و من مطمئنم که کارم بهترین می‌شه!(اعتماد به نفس رو داشتی!!!)

در ضمن عکس طوطیم،فندق رو گذاشتم که ببینید.

دیگه هیچی یادم نمی‌یاد بنویسم!

فعلا...

راستی چه قد کوتاه نوشتم!




نوشته شده در سه‌شنبه 26 بهمن‌ماه سال 1389ساعت 02:38 ب.ظ توسط محدثه نظرات (8)



قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت